الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )
104
عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )
بكتابى كه من منكر آن كتاب هستم و پيغمبرى كه من ايمان به آن پيغمبر نياوردهام حضرت رضا فرمود اى نصرانى اگر صحبت و دليل آوردم بر تو بانجيل تو آيا اقرار و اعتراف به آن دليل ميكنى جاثليق عرض كرد آيا قدرت دارم بر رد آنچه در انجيل ثبت شده است بلى سوگند به خدا كه اقرار ميكنم به آن اگر چه به آن سبب بينى من به خاك بمالد حضرت رضا ( ع ) فرمود بجاثليق كه سؤال كن از آنچه بر تو ظاهر شده است و جواب آن را بدان جاثليق عرض كرد چه ميگوئى در نبوت و پيغمبرى عيسى و كتاب او آيا چيزى از اين دو را انكار ميكنى ، حضرت رضا ( ع ) فرمود كه من اقرار ميكنم به نبوت عيسى و كتاب او و آنچه را بشارت داد به آن امت خود را و حواريون به آن اقرار كردند و قبول ندارم پيغمبرى و نبوت هر عيسى را كه اقرار نكرد بپيغمبرى و نبوت محمد ( ص ) و كتاب او و بشارت و مژده نداد بامت خود وجود آن بزرگوار را جاثليق عرض كرد آيا چنين نيست كه قطع ميكنى كلام را به دو شاهد عادل يعنى چون دو شاهد عادل شهادت داد ادعاء طرف مقابل قطع مىشود . حضرت فرمود بلى چنين است عرض كرد پس دو شاهد اقامه كن از غير اهل ملت خود به نبوت محمد ( ص ) و بايد دو شاهد از كسانى باشند كه در ملت نصرانى مقبول الشهادة باشند بعد از آن سؤال كن از ما دو شاهد را كه از غير ملت باشند حضرت رضا ( ع ) فرمود اى نصرانى الآن از راه انصاف آمدى آيا قبول ندارى از پيشينيان شخصى را كه نزد مسيح عيسى بن مريم عادل باشد جاثليق عرض كرد كيست و نام او چيست . حضرت فرمود چه ميگوئى در حق يوحناى ديلمى عرض كرد بخ بخ ذكر كردى كسى را كه دوستترين مردم است نزد مسيح فرمود كه قسم مىدهم به تو كه آيا در انجيل هست كه يوحنا گفت مرا مسيح خبر داده است بدين محمد عربى و مرا مژده داده است به اين كه محمد ( ص ) بعد او است و من به اين خبر حواريان را مژده دادهام و آنها ايمان آوردند بمحمد و قبول كردند او را . جاثليق عرض كرد كه يوحنا اين مطلب را از مسيب نقل كرده است و مژده داده است به نبوت مردى و باهل بيت او و وصى او و ليكن تشخيص نكرده است كه اين در چه زمان است و نام آنها را نگفته است تا من آنها را بشناسم . حضرت رضا ( ع ) فرمود اگر ما بياوريم كسى را كه قرائت كند انجيل را و بر تو تلاوت كند ذكر محمد و اهل بيت و امت او را آيا به او ايمان مىآورى عرض كرد بلى اين حرفى است محكم حضرت رضا ( ع ) رو كرد به نسطاس رومى و فرمود چگونه حفظ كردهء سفر سيم انجيل را عرض كرد چه نوع من آن را حفظ مىكردم يعنى حفظ نكردهام آن را حضرت رو كرد برئيس بنى جالوت و فرمود آيا انجيل نميخوانى عرض كرد چرا بجان خودم سوگند كه ميخوانم فرمود پس توجه كن تا من سفر را بخوانم اگر در آن ذكر شده است محمد و اهل بيت او و امت او پس گواهى دهيد از براى من و اگر ذكر نشده است گواهى ندهيد از براى من پس